سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
94
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
بنابراين قبل از حصول علم و بلوغ خبر اگرچه زمان هرچه طولانى گردد زن را نمىتوان در عدّه وفات دانست . قوله : على تقدير الدخول : يعنى دخول جاهل . قوله : الى ابيه و ابنه : هردو ضمير مجرور به [ جاهل ] راجع مىباشند . قوله : كالموطوئة بشبهة مع الجهل الخ : يعنى دخول واطى در محل بحث يا همچون وطى بشبهه محسوب مىشود و آن در فرضى است كه وى جاهل بوده باشد و يا مانند زنا شمرده شده و آن در صورتى است كه با علم بتحريم به آن مبادرت نموده باشد . قوله : و فى الحاق مدّة الاستبراء : همانطورى كه در ترجمه عبارات گذشت اين عبارت ناظر به حكم كنيز است چه آنكه استبراء تنها در مورد كنيز مىباشد و بهرتقدير مدت استبراء آن است كه كنيز را وقتى از مرد ابتياع مىكنند بر مولايش واجبست قبل از بيع در صورتى كه كنيز حيض مىبيند يعنى در سن زنانى است كه حيض مىشوند و وى هم حائض مىگردد به مدت يك حيض ديدن از او كناره گرفته و با وى نزديكى نكند و در صورتى كه در سن ياد شده بوده ولى حيض نبيند به مدت چهل و پنج روز از او عزلت اختيار نمايد و پس از آن وى را بفروشد چنانچه بر مشترى نيز در صورتى كه علم باستبراء بايع نداشته باشد وجوب استبراء ثابت است . قوله : فتحرم بوطيها فيها : ضمير در [ بوطيها ] به كنيز راجع بوده و در [ فيها ] به مدت استبراء عود مىنمايد . قوله : للاصل : يعنى اصل عدم الحاق است .